چهارشنبه ٠٤ اسفند ١٣٩٥
صفحه اصلی > جستجو 
اخبار > پيوند طلايي علم و اقتصاد


  چاپ        ارسال به دوست

پيوند طلايي علم و اقتصاد

اگر جامعه‌اي به سمتي برود که براي توليدات داخلي‌اش ارزشي قائل نشود و چشمش به سمت کالاهاي تزئيني آن سوي آب باشد، نه‌تنها انگيزه‌اي براي توليدکنندگانش باقي نمي‌گذارد، بلکه نيروي خلاقه اهالي علم را هم مختل مي‌کند.

پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد ملی نخبگان: اخيرا مسابقه‌اي راه افتاده است که بعضي مردم به مارک لباس خود تفاخر مي‌کنند و اين را نشانه فضيلتي مي‌دانند که آن‌ها را از ديگران متمايز مي‌کند. بعضي جامعه‌شناسان اعتقاد دارند برندگرايي به خصوص وقتي رنگ و بوي افراطي به خود بگيرد، نه‌تنها نشانه يک بيماري اجتماعي است، بلکه جلوه‌اي از عقده‌هاي فروخورده فردي و اجتماعي را به نمايش مي‌گذارد که ممکن است حيات سالم يک جامعه را به خطر بيندازد. همه اين‌ها در جاي خود ممکن است درست باشد، اما چيزي که در درجه اول از برندگرايي به جامعه آسيب مي‌زند، بعد اقتصادي اين پديده است.

من تعداد زيادي توليدکننده کفش ديده‌ام که بعد از واگذار کردن رقابت در بازار، مجبور شده‌اند کارگاه توليدي‌شان را جمع کنند، کارگرها را مرخص کنند و در نهايت خود هم دست به کارهايي مانند مسافرکشي بزنند. در اين‌که مسافرکشي شغل خوب و آبرومندي است شکي وجود ندارد، اما وقتي درهاي واحدهاي توليدي بسته شود و نبض اقتصاد داخلي کند شود، رشته اقتصاد کشور گسسته مي‌شود و بيماري تن و بدن اين اقتصاد را فرا مي‌گيرد. برندگرايي دقيقا چنين کاري مي‌کند، يعني مي‌تواند در حکم يک ويروس وارد بدن اقتصاد شود و باعث توقف کار توليدي‌ها شود. در دنيايي که ما زندگي مي‌کنيم، علم و کارآفريني و اقتصاد پويا سخت به هم گره خورده‌اند. بنابراين وقتي حلقه‌اي از اين زنجيره پاره شود، روي حلقه‌هاي ديگر هم اثر مي‌گذارد.

 اگر جامعه‌اي به سمتي برود که براي توليدات داخلي‌اش ارزشي قائل نشود و چشمش به سمت کالاهاي تزئيني آن سوي آب باشد، نه‌تنها انگيزه‌اي براي توليدکنندگانش باقي نمي‌گذارد، بلکه نيروي خلاقه اهالي علم را هم مختل مي‌کند. به عواقب اقصادي و اجتماعي مصرف‌زدگي کاري ندارم (در پرانتز بگويم که مصرف با مصرف‌زدگي تفاوت دارد و بايد بينشان فرق زيادي قائل شد) بلکه مي‌خواهم بگويم مضراتي که با خود به همراه دارد، نتايج بلندمدتي هم به بار مي‌آورد که خطرش بسيار بيشتر از خطرات خود مصرف‌زدگي است. به خصوص اگر مصرف‌زدگي با برندگرايي توام شود و عملا زيرپاي توليدکننده داخلي و اقتصاد بومي را خالي کند.

اما نکته بسيار مهمي که باقي مي‌ماند اين است که چرا اين تب به وجود آمده است؟ آيا همه مشکل را بايد به پاي مصرف‌کنندگان نوشت؟ آيا دولت و توليدکنندگان و واحدهاي اقتصادي در اين معضل بزرگ تقصيري ندارند؟ من معتقدم قسمتي از مشکل از توليدکنندگان است که مردم را به سمت بازارهاي خارجي سوق مي‌دهند، در صورتي که مي‌توان با گره زدن دانش و اقتصاد کاري کرد که بازار داخلي به يک بازار بانشاط مرغوب قابل اعتماد تبديل شود. اتفاقا بزرگان کشور هم روي اين موضوع همواره تاکيد کرده‌اند؛ از جمله رهبر معظم انقلاب اسلامي چندي پيش فرموده بودند: «يک نکته اساسي‌اي که در باب کار وجود دارد و کارآفرينان بايد به او توجه کنند، مسئله مرغوبيت توليد داخلي است؛ کيفيت توليد داخلي است؛ اين خيلي مهم است.

البته بخشي از اين ارتباط پيدا مي‌کند به همان قضاياي مالي و نمي‌دانم مقررات و غيره و ذلک و پشتيباني‌هاي دولت، اما بخشي هم ارتباط پيدا مي‌کند به عزم و اراده مسئولين، کارآفرين و کننده کار. فرمود: «رحم اللَّه امرا عمل عملا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر آن انساني که کاري را انجام بدهد و آن را متقن انجام بدهد، درست انجام بدهد. اين آينده‌نگري است، غير از امروز. شما امروز ببينيد در دنيا کمپاني‌هايي هستند صد سال است اين‌ها دارند کار مي‌کنند، صد و پنجاه سال است دارند کار مي‌کنند و محصولاتشان در دنيا فروش مي‌رود.

اسم اين‌ها کافي است که جنس را تو بازار رايج کند؛ به خاطر اين‌که درست کار کردند، خوب کار کردند، مشتري مطمئن است به اين‌ها. شما مي‌گوييد که ما سفارش کنيم به مردم که توليدات داخلي را مصرف کنند. من که خب چند سال است دارم سفارش مي‌کنم؛ بنده که بارها گفته‌ام، منتها اين با شعار درست نمي‌شود. خب، بله يک مقداري مردم حالا يک اعتمادي بکنند، يک اعتنايي بکنند به حرف ما، به خاطري که مثلا ما گفتيم، بروند يک مقداري چه کنند؛ اين يک بخشي از قضيه است.

يک بخش ديگر هم مربوط به کيفيت است. خب کيفيت را بايد بالا برد؛ کيفيت‌ها را بايد بالا برد. بله، من مسئله واردات را که چند نفر از دوستان گفتند، بنده به آن عقيده دارم. در جلسه‌ مسئولين، در همين جا اوايل ماه رمضان اعلام کردم، گفتم؛ هم به مجلس، هم به دولت که به مسئله واردات بپردازند؛ حالا هم از وزير محترم بازرگاني تو راه سوال کردم، ايشان اطلاع دادند که کارهاي خوبي در اين زمينه دارد انجام مي‌گيرد؛ بله راست است. مسئله واردات بي‌رويه و بي‌منطق ضرر بزرگي است، خطر بزرگي است؛ مردم هم بايد اين را بدانند. وقتي يک محصول خارجي را ما داريم مصرف مي‌کنيم، در واقع داريم يک کارگر خودمان را بيکار مي‌کنيم، يک کارگر ديگر را داريم به کار وادار مي‌کنيم؛ اين هست، منتها مسئله مرغوبيت و کيفيت خيلي مهم است و استحکام؛ اين‌ها خيلي مهم است. اگر چنانچه جنس داخلي، توليد داخلي، اين خصوصيات را داشته باشد، به طور طبيعي تمايل پيدا مي‌شود.» „

 

 


١١:٠٥ - 1395/10/22    /    شماره : ٢٠٧٦١    /    تعداد نمایش : ٣٦٥



خروج




تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد - نسخه قدیمی
آدرس: خيابان آزادي- بين خيابان نواب و رودكي- جنب كوچه طاهرنيا- پلاك 209 تلفن: 63478000 - 09601